شمس سراج عفيف

297

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

و آن خريداران اطلاقات وجه اطلاقات از اقطاعات در سواد « 2 » ميانداختند ازان نيز ايشان را نفعى كامل ميشد - چندين كسان در عهد دولت آن خسرو جهان از سبب خريد وجه ياران غني شدند - و ايشان را روزگار ساخت - المقصود سلطان فيروز شاه بالهام حضرت آله جملهء محصول بلاد ممالك بر جميع خلائق قسمت كرده - بلكه پرگنات و اقطاعات قسمت شده « 3 » - چنانچه خانجهان وزير ممالك خارج وجه سپاه و ياران و فرزندان مبلغ سيزده لك تنكه داشت - و بدل آن چندين اقطاعات و پرگنات يافت - همچنين آن طالب دين هريكي را بر اندازهء « 4 » ارزش بعضى را هشت لك تنكه و بعضى را شش لك تنكه و بعضى را چهار لك معين « 5 » فرموده - چون سلطان فيروز شاه بالهام حضرت آله اينچنين كرد جملهء خانان و ملوك كه دران عصر بودند غني گشتند - هريك تن كه دران انجمن بود مالهاي فراوان و زرهاي بىپايان و جواهر كثير و الماس پارهاي بىنظير جمع كردند آري عجب كاري - آن روز كه ملك شاهين شحنه ( كه نائب امير مجلس خاص آن درگاه بود ) نقل كرد متروكهء او را تفحص كردند مبلغ پنجاه لك تنكه نقد از خانهء او بيرون آمد خارج اسبابهاي ديگر و نفائسات برتر و جواهر افزون‌تر - و از بسياريء متروكهء مال ملك عماد الملك بشير سلطاني معلوم و مبرهن همكنان « 6 » است - انشاء الله

--> ( 2 ن ) سودا موداي * ( 3 ن ) شدند * ( 4 ن ) بر اندازهء آن ارزش * ( 5 ن ) تعين * ( 6 ن ) همه اصحاب *